
در برنامهی توسعهای کشور، زنان را ببینید
برنامه توسعه در هر سرزمینی با هدف اجرای اقدامات مورد نیاز برای جامعه و تنظیم شده جهت به ثمر نشستن خواستههای جمعی تدوین میشود. شاهدیم که کشورها برای پیشرفت جامعه خود و رسیدن به نقطه مطلوب زیستن با در نظر گرفتن اعتبارات مالی و توجه به ارتقای کیفیت زیست مردم خود با بهرهگیری و دعوت از اندیشمندان، اساتید و متخصصان در فنون مختلف موضوعی، بخصوص با در نظر گرفتن اولویتهای کشوری و رسیدن به شاخصهای مناسب به نگارش برنامه دست میزنند. ازینرو شناخت اهداف کمی و کیفی و استانداردهای زیست هر جامعه ای ضرورت اولیه است . فراموش نشود که اگر گزارش کافی و لازم برای نشانه رفتن به سوی اهداف نباشد، برنامه واقعی نبوده و دور از ذهن و بیدستآورد خواهد بود. شناخت این مهم که خلاءها کدام است و اولویت کدام برنامه میتواند مؤثر در امنیت، رفاه، تأمین اجتماعی، عدالت در توزیع منابع، کاهش فقر، افزایش اشتغال، کیفیت آموزش واجتماع …باشد، از اولین اقدامات کاربردی برای تدوین برنامه است.
در ایران پس از سال 1357 تاکنون هفت برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در دستور قرار گرفته است که هر کدام از برنامهها برای مدت 5 سال جهت اجرا تصویب شده است. در هنگام نگارش این متن، برنامه هفتم توسعه از طرف دولت به مجلس شورای اسلامی تقدیم شده است که در دست بررسی است. هرچند که تدوین هر کدام از برنامهها از نظر شکلی متفاوت بوده و با گذشت زمان در حال به روز شدن است.
به عنوان نمونه: برنامه اول توسعه (1372-1368) به صورت ماده واحده و 52 تبصره و دو قسمت 1و2 و یک پیوست بود و در برنامه دوم توسعه (1378-1373)، به صورت ماده واحده و 101 تبصره به همراه اهداف کمی و کیفی نوشته شد که در گزارش به آن اشاره میشود. در برنامه سوم توسعه (1383-1379)، تقسیم بندی برنامه به شکل 3 بخش، 26 فصل و 199 ماده و 57 تبصره تدوین شد. برنامه چهارم توسعه (1388-1384) در 6 بخش، 15 فصل، 161 ماده و 34 تبصره تصویب شد. برنامه پنجم توسعه(1394-1390) در 8 فصل، 235 ماده و 192 تبصره؛ در برنامه ششم توسعه (1400-1396) برنامه در 20 بخش، 124 ماده و 128 تبصره تدوین که اکنون در مرحله پایانی دوره پنج ساله است. این تنوع در نگارش طولانی، میزان و حجم مطالبات نه تنها از نظر شکلی بلکه از نظر کیفی و اجرایی نیز قابل عملیاتی شدن نبوده و نیست. ازین رو انتظار به ثمر نشستن برنامهها با چنین روشی به اضافهی نبود نظارت کافی و پاسخگویی سازمانهای مرتبط و عدم ارائه گزارش متقن – همراه با شفافیت – و سنجش هزینههای آن، که منافع ملی را در پی داشته باشد، وجود ندارد و نخواهد داشت. لذا دستیابی به یک گزارش کامل و شفاف با روشن شدن برنامههای اجرا شده و یا ناکام مانده کمترین خواسته مردمی است که دلخوش به اجرای برنامههای توسعه کشور به هدف رسیدن به یک زیست و امنیت سالم و رسیده به حقوق اولیه خود است. مازاد امیدها و انتظارات را فقط میتوان درجامعهای آرمانی خواست که متأسفانه جامعه ما هرگز به آن نزدیک نشده است و امید به آینده نیز بسیار دور از ذهن است. ازین رو این پرسش مطرح است که این همه اصرار بر نوشتن برنامههای توسعه، در حالی که از برنامههای قبلی دستآورد مورد قبولی حاصل نیست بر چه مبنایی صورت میگیرد؟ آیا همه برنامهها در زمان تعیین شده طبق برنامه توسعه اجرایی شده است یا خیر؟ اگر پاسخ این باشد که برنامه به صورت صد درصد عملیاتی شده است باعث خشنودی است و اعتراضی نیز نخواهد بود چون به نفع مردم و کشور اجرایی شده است؛ ولی اگر درصدی از برنامه اجرایی شده ولی تمام برنامه به صورت کامل اجرا نشده است، پس تدوین برنامه بعدی عقلایی نیست ! زیرا اگر اهداف برنامه توسعهای: منافع ملی، منطقهای و بینالمللی داشته باشد؛ همانگونه که عناوین بخشها و فصلهای برنامه دارد باید برای آن مدت زمانی قابل انجام را مصوب کرد تا آن همه تلاشی که مصوبین و مجریان برنامه انجام داده اند به بار بنشیند و یا به بار نشسته باشد!
سخن این است که ضرورت تدوین برنامه توسعه ای در صورتی است که اهداف نخستین عملی شده و ناتمام نمانده باشد.یا آن که در برنامه بعدی اعلام شود که کدام فصل، بخش، ماده و تبصره به دلیل ضرورت اجرا در برنامه مجدد در نظر گرفته خواهد شد چون اجرا نشده است. مخاطبان میدانند که صرف این همه هزینه مادی و نیروی انسانی به هدف اجرا و بهتر شدن کشور در کلیه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. ضمن آن که مردم و جامعه با تدوین هر برنامه این انتظار را دارند که گشایشی در زندگی، کسب و کار، احقاق حق، کاهش ظلم، آموزش و بیمه همگانی و دهها مطالبه دیگر به سرانجام برسد و آثارش همه را منتفع کند و این حس در مردم ایجاد شود که مسئولین برنامه به وظایف خود عمل کرده اند!
اسفبار این است که با گذشت زمان و علیرغم این همه برنامه برای بهبود اوضاع در همه عرصهها، مردم شاهد بهبود وضعیت خود در کاهش فقر، ایجاد اشتغال، تهیه مسکن، تأمین اجتماعی مناسب، و دهها حقوق دیگر نیستند. لذا باید گفت قانونگذاران و برنامه ریزان باید با نگرش واقعی به جامعه امروز ایران – بخصوص مطالبه جوانان، زنان و مردان- در تغییر رویه و منش خود سرعت بگیرند و شتاب کنند. ازین رو به نظر میرسد ضرورتی به تدوین برنامه دیگری برای توسعه در کشور نیست. اگر برنامههای سابق هنوز عملی نشده است با یک دور برگردان و نگاهی عمیقتر به مطالبات بحق مردم که در زمره حقوق اولیه هر بشری است، نگاه بیاندازید، بیاندیشید و سپس با اجماع عقلاء، اندیشمندان و اساتید طرحی نو برای برنامههای توسعهای و پیشرفت و توسعه کشور دراندازید.
این نشریه با مطالعه و بررسی کلیه همه برنامههای توسعهای به این نتیجه رسیده است که مستند به دادههای دریافتی از هفت برنامه، زنان جامعه نتوانستهاند از برنامههای توسعه – آنگونه که شایسته و بایسته یک زن ایرانی است بهرهمند شوند. نظر به توانمندیهای زنان کشورمان انتظار این است که نیمی از جمعیت سرزمین ایران اعم از هر ویژگی، خواستههایشان بخصوص اصلاح قوانین حقه آنان دیده شود. این خواسته کاملا بحقی است. امید که گوش شنوایی باشد!
در ادامه هفت برنامه توسعه و موادی که برای زنان در نظر گرفته شده است جهت مشاهده و قضاوت در اولین گزارش این شماره را مطالعه کنید.
سلام آنچنان مطالب روان و قابل درک بود که بنده شخصا حرفی برای گفتن و نوشتن ندارم پایدار باشید و قلمتان همیشه روان .